رده: کارت حماسی
دسته: کارت اقبال
قدرت: انداختن دو تاس
امتیاز لازم: 18 امتیاز
در دل تاریخ کهن ایرانزمین، نامهایی هست که چون ستارهای در آسمان افتخار میدرخشند. اما در میان آنها، نامی هست که با تیر و کمانش، با جانفشانی و فداکاریاش، مرز میان حق و باطل را مشخص کرد. او کسی نیست جز آرشِ کمانگیر؛ قهرمانی که جانش را در کمان نهاد و مرزهای ایران را با تیرِ غیرت و ایثارش رسم کرد.
داستان آرش، داستان مردی است از تبار پاکان، که در روزگاری تاریک و پرفشار، روشنایی را برای سرزمینش به ارمغان آورد. پس از جنگی خونین میان ایران و توران، صلحی ناپایدار شکل گرفت. افراسیاب شاه توران پیشنهاد داد تا تیراندازی از سوی ایران، تیری بیندازد و هر کجا تیر فرود آمد، همانجا مرز میان دو کشور باشد. اما این کار، نیازمند نیرویی بود فراتر از جسم، فراتر از توان؛ نیرویی که از ایمان، عشق به وطن و فداکاری سرچشمه میگرفت.
آرش، این پهلوان خاموش، داوطلب شد. او دانست که برای چنین پرتابی باید همه توان، جان، و هستیاش را در تیر جاری کند. روز موعود فرا رسید. آرش، بر بلندای کوه دماوند ایستاد. کمان را برداشت، تیر را نهاد، و چنان کشید که هیچ نیرویی در جهان تاب آن را نداشت. تیر رها شد… و در دل آسمان، از دماوند گذشت و گذشت، تا آنکه در کرانههای دور، در نزدیکی آموی (جیحون)، فرود آمد.
اما آرش… دیگر نبود. پیکرش ناپدید شد؛ گویی روحش در تیر حلول کرده و با آن به سفر رفته بود. او جان داد تا ایران بماند. از آن روز، نام آرش، هممعنای فداکاری، وطندوستی و ایثار شد.